سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

64

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

على بن أبي طالب ( ع ) است . » در اين مرحله از پيشنهادهاى ضد و نقيض ابو بكر ، عمر و ابو عبيده بود كه الحباب المنذر ( 60 ) از انصار راه حل مسالمت‌آميزى را پيشنهاد كرد . عمر چنين ادامه مىدهد : « يكى از انصار گفت : من آن تصويرى هستم كه با گذاردن كاغذ بر روى نقش برجسته و مالش آن بدست مىآيد و نخل پرثمر استوارم [ يعنى ، مردى كه مىتواند بيمارى مردم را شفا دهد و بخاطر تجربه فوق‌العاده‌اش در مقام والائى قرار مىگيرد ] اى قريش بگذاريد حاكمى از ميان خودتان داشته باشيم . نزاعها داغتر مىشد و صداها بالا مىرفت تا وقتى كه شكست ترسناكى روى آورد ، من گفتم دستت را اى ابو بكر دراز كن . او اين كار را كرد من با او بيعت كردم ، مهاجرين سپس انصار از اين امر تبعيت كردند ( در انجام اين كار ) روى سعد بن عباده پريدم و كسى گفت كه ما او را كشته‌ايم . من گفتم خدا او را بكشد . » نطق تاريخى عمر در اينجا خاتمه مىيابد . تقريبا همه كسانى كه درباره سقيفه مطلبى نوشته‌اند آن را پذيرفته‌اند . قبل از اينكه پيش‌تر برويم جالب است كه به جواب عمر به پيشنهاد حباب آنچنان كه طبرى ( ج 1 - ص 1841 ) در خبرى جداگانه به روايت ابو مخنف ثبت كرده است توجه كنيم : « عمر گفت : چقدر مضحك ، دو شمشير در يك نيام نمىگنجد . به خدا قسم ، اعراب هرگز با قدرت شما توافق ندارند درحالىكه پيامبرشان از ديگران است [ يعنى از ماست ] . » همچنين طبرى ( ج 1 ، ص 1818 ) از يكى از امين‌ترين و موثّق‌ترين نويسندگان بنام ابو مشعر اين مطلب را نقل مىكند كه حتى بعد از بيعت عمر با ابو بكر هنوز جمعى از انصار بودند كه به اين تصميم اعتراض داشته و بانگ برآوردند « ما به جز على ( ع ) به هيچ‌كس ديگر بيعت نخواهيم كرد . » ولى اين فرياد و فريادهاى ديگر در آن آشوب گم شدند . بعد از عمر و ابو عبيده ، مهاجرين حاضر با ابو بكر بيعت كردند . انصار به دليلى از دلائل آنچنان كه خواهيم ديد از اين امر تبعيت نمودند . قبل از اينكه به شرح حوادثى كه بدنبال مجمع سقيفه صورت گرفت بپردازيم بسيار مفيد خواهد بود كه بطور اجمال ، اوضاع پيچيده و محيط منحصر